19 سال پس از درخشش سید محمد حسین طباطبایی در محافل قرآنی به سراغ او و پدرش رفتیم. (مصاحبه استاد سید محمد مهدی طباطبایی و فرزند گرامییشان در روزنامه همشهری خواندنیست)quran hafez ma shod 02

بعد از اینکه محمد حسین در 5 سالگی حافظ قران شد جمع زیادی از مشتاقان قران برای یادگیری و همچنین دیدن ایشان به منزل ما می آمدند. برای همه جای تعجب بود که چه طور کودکی در سن 5 سالگی حافظ کل شد و شروع کارش هم از سن دو و نیم سالگی بوده است. این موضوع مبتنی بر سبکی بود که حدود سه سال روی آن کار کردیم. روش مرسوم حفظ قران کریم یا شنیداری است و یا دیداری که ما از هر دوی این روش ها استفاده می کردیم. برای فهم معانی کلمات اشاراتی را وضع کردیم. یعنی برای هر کلمه از کلمات قرآن یک اشاره. کار سختی هم بود چرا که در آن زمان کسی با این روش کار نکرده بود و اشاره ای هم وجود نداشت. خودم تمام اشارات را با توجه به معنا معادلش و لغتی که زبان عربی دارد با توجه به کتب لغتی که در دست داشتیم یکی یکی وضع کردم. ثمره اش این بود که ایشان معنای هر آیه ای را که حفظ میکرد می فهمید و خود فهم معنا به حفظ کمک می کرد. در این روش اگر شما در فاصله چند متری هم باشید باز با اشاره میتوانید بفهمید که به چه آیه ای اشاره میکنم. این روش بیشتر برای کودکان خردسال به کار میرود. مثلا با دست به کوه یا پدر یا مادر و یا اب اشاره میکنیم و کودک از حرکات دست ما متوجه معنای کلمه میشود. شبیه خط مصری های باستان است که هر چه میخواستند بگویند به آن اشاره میکردند و یا نقاشی ان را می کشیدند و از این روش در حفظ و روخوانی و تجوید استفاده شد.

قرآن کریم یکی از حلقه های مهم وصل میان اعضای خانواده ما بوده است. متاسفانه اکنون می بینیم که پدر و مادرها بعضا از بچه ها خیلی دور شده اند. علت آن هم ظهور تکنولوژی های جدید است و انهایی که متعلق به نسل های قبل هستند با این علوم و فناوری کمتر آشنایی دارند و همین باعث شده تا حدودی از هم فاصله بگیرند. با این حال رابطه من با آقا محمد حسین علاوه بر رابطه پدر و پسری همکاری هم هست، رابطه استاد شاگردی هم هست. از آنجا که بنده استاد قرآن بودم و ایشان هم شاگرد من بود، چند سال کنار هم بودیم. روزی 2 ساعت برای ایشان وقت می گذاشتم که اکنون پدرها و مادرها کمتر با فرزندانشان حرف میزنند. شاید روزی 10 دقیقه هم کنار هم نمی نشینند که با هم صحبت کنند. حال اگر یک مبحث علمی باشد که همه مشارکت داشته باشند نه فقط ایشان بلکه فرزندان دیگر سر یک جلسه همه با هم می نشستند و بحث می کردیم و همه با هم میخواندند. اکنون وقتی اعضای خانواده دور هم می نشینیم یک گروه زیاد هستیم که صحبت می کنیم و می خندیدم و در کارمان نیز این چنین هستیم . همسرم در جامعة القرآن کریم و اهل بیت (علیهم السلام) مسئول بخش خردسالان است و پسر دیگرم هم در همین جامشغول به کار است. ما به برکت قران توانستیم خیلی سفر کنیم و جوامع مختلف را ببینیم. مثلا تمام اروپا و یا افریقا و کشورهای عرب زبان را گشته ایم و این سفرها هم رابطه ما را مستحکم تر کرد.

یکی از معضلاتی که قشر جوان ما با آن سروکار دارند استفاده نادرست از تکنولوژی های جدید و شبکه های اجتماعی مجازی است. تمام علومی را که دیگران خوانده اند ما نیز خوانده ایم و در همان دبیرستان و دانشگاه ها بوده ایم. آقا محمد حسین فوق لیسانس خود را از دانشگاه ساریوو گرفت و دکترایش را از لندن. متاسفانه جوانان امروز فکر می کنند که نمی شود این مسائل را با هم جمع کرد. چه اشکالی دارد که فردی دکتر باشد حافظ قران هم باشد و نمازش را هم اول وقت  بخواند. داریم هر چه جدید حادث میشود را به قران عرضه کنید. آن کس که در قلب خود هیچ چیز از قرآن ندارد چیزی ندارد که بر او عرضه کند و در نتیجه شبهه هایی به وجود می آید . ولی وقتی که قرآن و تفسیر آن را می دانید و حافظ قرانید و قرآن را در قلب خود دارید هر چیزی که گفته میشود آیه ای از قرآن را در ذهن می آورید و آن را تصدیق یا تکذیب می کنید اما جوانی که هیچ چیز در قلبش ندارد در روایت داریم که مانند یک کارخانه خراب است. در مسابقاتی که در اصفهان برگزار شد از کل کشور حدود 300 پسر شرکت کرده بودند و همه یک تبلت در دست داشتند. در حالی که همه حافظان مسلطی بودند در حال گیم بازی کردن بودند ولی این برای سرگرمی شان بود. در حالی که کار اصلی شان تفسیر و قرائت و ترتیل قران است.

مدرسه عشق

quran hafez ma shod 01فعالیت امروز سید محمد حسین طباطبایی و پدرش معطوف شده به گسترش و ارتقای موسسه جامعةالقران الکریم و اهل بیت علیهم السلام که مرکز آن در قم است و امروز بیش از 700 شعبه در داخل و خارج از کشور دارد. شروع فعالیت این موسسه قرآنی مربوط میشود به سال 77 یعنی زمانی که همه تازه محمد حسین طباطبایی را شناخته بودند و تقریبا در هر محفلی از نبوغ این کودک خردسال سخن می رفت. پدر محمد حسین درباره این موسسه اینطور میگوید: یک کار خوبی که کرده ایم بیش از 400 تا 450 عنوان کتاب چاپ کرده ایم. کتاب های آموزشی را خودمان چاپ می کنیم و 30 عنوان کتاب به زبان های خارجی داریم. اگر شخصی از خارج از مرزها به اینجا بیاید هم دوره می بیند و هم کتاب دارد. در کشورهای همسایه اکثرا شعبه داریم که به عنوان جامعة القران یا اسامی دیگر در حال فعالیت هستند که از همین جا تغذیه می شوند. 25 کتاب به زبان اردو چاپ شده است که در پاکستان 300 مدرسه برنامه های ما را اجرا می کنند. از وزارت آموزش و پرورش آنجا مجوز گرفته ایم و در مدارس شان با کتاب های خودمان ورود پیدا کرده ایم که برای یک موسسه مردمی که وابستگی به دولت یا جاهای دیگر ندارد و توانسته فعالیت های خارج از کشور در حد وسیع انجام دهد موفقیت محسوب میشود. واحد خردسالان یکی از جذاب ترین بخش های جامعة القران الکریم و اهل البیت علیهم السلام است که مربیان بازبان بدن با بچه ها صحبت می کنند تا به همان شیوه که محمد حسین طباطبایی حافظ قرآن شد این بچه ها نیز حافظ قرآن شوند و در کنار آن معانی کلمات قرآن را هم یاد بگیرند. گستردگی این نوع تدریس قرآن به قلب اروپا هم رسیده است به طوری که حجت الاسلام محمد حسین طباطبایی می گفت در سفرشان به اتریش دیده است در جامعه اسلامی این کشور به شیوه اشاره مفاهیم قرآن را به بچه ها آموزش می دهند. به راحتی میتوان کار قرآنی در کشور کرد و به نظرم اگر مقداری بیشتر در این زمینه سرمایه گذاری شود در جای جای مناطق کشور می توانیم مراکز قرآنی داشته باشیم. چند روز پیش  که به شهرهای مرزی رفته بودم اصلا برنامه قرآنی نداشتند با این که این شهرها مورد هجمه تبلیغات کشورهای همسایه هم واقع هستند به نحوی که بدون نیاز به دستگاه ماهواره می توانند 60 کانال بیگانه را بیگرند. جامعة القرآن و اهل البیت (علیهم السلام) وارد فضای مدارس هم شده و با همکاری آموزش و پرورش و همیاری خیرین مدرسه ساز اقدام به ساخت چند مدرسه در استان قم و سایر استانها کرده است تا دانش آموزان علاوه بر درسهای مدرسه دروس قرآنی را نیز به طور ویژه یاد بگیرند تا آینده سازان کشور تسلط کافی بر این کتاب آسمانی داشته باشند.
 
از بچگی به من میگفتند که چگونه هم قرآن حفظ می کردی هم سفرهای زیادی می روی و هم اینکه به بازی و و تفریح می رسی الحمدلله وقت ما برنامه ریزی شده بود. اینطور نبود که من بازی نمی کردم . اتفاقا خیلی سرگرمی داشتم . منتها برنامه ریزی شده بود به این صورت که یکی دو ساعت قرآن کار کرده و ساعتی هم بازی میکردم . ضمن اینکه کاری که من دربچگی انجام می دادم مانند حالا نبود که موسسه و کلاسی باشد که به انجا بروم. فضای خانه به نحوی بود که سختی برایم نداشت و میدیدم که همه قرآن می خواندند و دوره می کردند من هم متعاقبا اینگونه بودم و اینطور بگویم که اگر غیر از این می خواستم نمی شد .

quran hafez ma shod 02رابطه بین پدر و مادر و فرزندان خیلی مهم است. مخصوصا اینکه از همان بچگی مواظب تربیت کردن فرزندان باشیم. روایات متعددی هم در این رابطه در دین اسلام و مذهب تشیع امده است که مخصوصا یک پدر در مذهب تشیع باید سه کار مهم برای فرزندش انجام دهد. اینکه نام خوب بگذارد به خوبی تربیتش کند و به او قرآن بیاموزد. در بحث های دیگر مانند ازدواجش هم دقیق باشد که یک ازدواج خوب داشته باشد. نباید انتظار داشت که روی بچه ها کاری انجام نشده در زمان بزرگسالی و نوجوانی شان به راحتی هر طور که خواستیم ارشاد و هدایتشان کنیم و کاری برایشان انجام دهیم. این موضوع را هم باید در نظر گرفت که تنها بحث تربیت بچه ها نیست. اینکه ما خودمان هم چه قدر افراد درستی هستیم درست است. مثلا در مجموعه خودمان خانمی هست که هم به قرآن علاقه دارد و هم بد حجاب است و دختر خردسالش را هم برای آموزش قران می آورد. این کودک خردسال در خانه متعجب می شود  که چرا مادرش با وجود اینکه از او می خواهد با حجاب باشد اما خودش بی حجاب است یا در خانه میبیند که پدر و مادر هیچ کدام قرآن نمی خوانند برایش سوال پیش می آید که چرا آنها نمی خوانند و او باید بخواند و حفظ کند. پدر و مادر باید افراد درستی باشند و بدانند که فرزند را چگونه تربیت کنند.

برای نوجوانان و جوانان دوست خوب خیلی اهمیت دارد. در بچگی یک سری از حافظان که بعد از من شروع به حفظ قران کردند از رفقای خوب من بودند. ارتباط خوبی با هم داشتیم و الان هم کم و بیش همدیگر را می بینیم. در قران آمده که دوست خوب کسی است که انسان را کمک کند در انجام دادن کارهای خوب. بد نیست به این روایت اشاره کنم که حواریون به عیسی ع گفتند که ما بالاخره با چه کسی همنشین و مجالست داشته باشیم که ایشان فرمودند شخص همنشین شما باید به گونه ای باشد که وقتی او را می بینید به یاد خدا بیفتید و اینکه منطق و استدلال و خرد و گفتار او بر علم شما اضافه کند و عمل و کردار و رفتارش شما را نسبت به اخرت تشویق و ترغیب کند. خلاصه اینکه دونبال کار خیر باشد و بتواند شما را در این راه کمک کند. اگر غیر از این باشد و دوستان فقط بخواهند دور هم جمع شوند گعده ای داشته باشند و در حد بیان لطیفه باشد فایده ای برای انسان ندارد.
متاسفانه بحث های قرآنی نزد خیلی از خانواده ها از الویت برخوردار نیست و در درجات چندم قرار گرفته است. باید یکسری راهکارهای عملی توسط متخصصان امر ارائه شود و یکسری هم باید برای تشویق و ترغیب این خانواده ها فعالیت کنند و راهکارهایی به کار ببندند ضمن اینکه تبلیغات ماهواره ای باعث می شود که خیلی از خانواده ها به آن سمت تشویق و ترغیب شوند تا اینکه به این سمت بیایند. یعنی اگر بخواهیم این طرف را درست کنیم و آن طرف مشکل داشته باشد دو امر متناقض است که با هم قابل جمع نیست. نمی توانیم انتظار داشته باشیم که از یک طرف ماهواره آزاد باشد و از این طرف هم کار قرآنی انجام شود. اینها اصلا با هم جور نیست. اگر میخواهیم کار قرآنی انجام دهیم باید از آن طرف هم یک مقدار محدودیت قائل شد.

hamshahri do logoازدواج برای جوانان امروز امری ضروری و مهم است. منظور از ازدواج این تجملات و ریخت و پاش هایی نیست که انجام می شود بلکه با حداقل امکانات و خیلی ساده جوانان باید خیلی سریع انجام شود. من 21 سالم بود که ازدواج کردم و از نظر امکانات مادی هم خیلی معمولی بودم و زندگی را در یک خانه استیجاری شروع کردیم و الان هم که 24 سال دارم باز خانه مان اجاره ای است. اگر قانع باشید خداوند متعال اسبابش را فراهم می کند اما متاسفانه بعضی از جوانان آنقدر حسن ظن به خداوند ندارند. خداوند متعال فرموده است که اگر دختر و پسر فقیر هم هستند ازدواج کنند من که خدا هستم آنها را غنی می کنم. از این طرف خداوند قول داده و از آن طرف جوان فکر می کند که خانه و کار مناسب ندارد اینجاست که انسان باید به خداوند آنچنان که باید و شاید ایمان داشته باشد. در روایت داریم اگر انسان به یک آیه قرآن ایمان داشته باشد هر کاری که بخواهد می تواند انجام دهد. می توانید روی آب هم راه بروید و بیماری هایتان هم شفا یابد. باید به این آیه یقیین داشته باشیم ولی آنقدر که به وام و تسهیلات ازدواج یقیین داریم خدا باور نیستیم لذا مشهور است که اگر کسی ازدواج را به خاطر ترس از فقر ترک کند به خداوند سوءظن دارد. اگر به این مرحله از یقیین برسیم که خداوند ما را بی نیاز میکند یکباره پول و امکاناتی می رسد و وسایلش جور می شود.  

خاطرات
یک روز در قطر بودیم و تیم ملی قطر به هتل محل اقامت ما آمده بود و همه اعضای تیمشان با محمد حسین عکس گرفتند. حدود 40 یا 50 خبرنگار آمده بودند و محمد حسین فقط قرانی صحبت می کرد. آن زمان مسابقات جام جهانی فوتبال بود و از او پرسیدند که مسابقات ایران و آمریکا چند چند می شود . فکر کردم چه می خواهد بگوید در حالی که در قران ننوشته است و از خداوند خواستم که کمکش کند تا چیزی بگوید. محمد حسین گفت: بسم الله الرحمن الرحیم غلبت الروم. یعنی رومی ها شکست خوردند. یکی از پیشگویی های قرآن است که به زودی جنگ بین روم و فارس صورت می گیرد و آن موقع که هیچ کدام مسلمان نبودند و رومیان از فارس ها شکست می خوردند. به ایران  برگشتیم و یک ماه بعد تیم ایران آمریکا را شکست داد. این مجله از یکی از کشورهای عربی برای من فرستاده بودند که صفحه اولش اورده بودند طفل معجزه گفته بود که غلبت الروم.

 جالب ترین خاطره من به سال 76 برمی گردد که به عربستان سفر کرده بودیم. این برنامه تاثیر زیادی بر مقامات عربستان داشت و حتی تاثیرش به خانواده های آنها هم رسیده بود و آنها شنیده بودند که بچه حافظی آمده است که سن و سال کمی دارد و آیات را هم معنی می کند. وزیر وقت کشور عربستان ( نایف بن عبد العزیز) دعوت کرد و دولتمردانشان هم حضور داشتند و نزدیک به دو ساعت سوالاتی مطرح شد و به لطف خدا جواب دادیم که موجب تعجبشان شد. آن زمان بیان می کردند که ایران اصلا حافظ ندارد یا نمی توانند حفظ کنند و همین مسئله باعث تعجب زیادشان شده بود. عربستان مهد قرآن کریم است و بودجه های زیادی برای حفظ و قرائت در نظر گرفته میشود اما برای مسئولان این کشور جای تعجب بود که چگونه یک کودک شیعه با این سن و سال حافظ شده است. به یاد دارم شخصی که خدمتکار و آبدارچی بود روی قرآن بسیار مسلط بود و حتی آنها در آخر برنامه از او استفاده کردند تا بتوانند از من اشکالی بگیرند. او را آوردند به این نیت که میخواهد حفظش را تحویل دهد و قصدشان این بود که از من امتحانی کنند و آبدارچی هم با سرعت آیات را می خواند و از یکسری آیات را غلط می خواند و اتفاقا تند هم می خواند و اگر می گفتم خیلی خوب خواندی مچم را می گرفتند و می گفتند که وارد نیستم ولی چون خودم مسلط بودم و تند می خواندم اشکالش را گرفتم و گفتم عمدا غلط می خواند و مشخص است. به آنها گفتیم و با آیات هم جواب دادم و گفتم قرآن عجیب و غریب شنیدم و او قصد تحریف قرآن را دارد و در آخر هم گفتم که هیچ از قرآن نمی فهمد که او هم عصبانی شد و رئیس جلسه او را اخراج کرد.