اراده از امور مهمّی است که در قرآن 90 بار ذکر شده است. در قرآن کلمه اراده در موارد گوناگون به کار برده شده است. مانند اراده انسان در خوبی‌ها، اراده بدی‌ها، اراده دنیا، اراده آخرت، اراده پاداش گرفتن،‌ اراده برتری یافتن، اراده وجه‌الله، اراده عزّت یا اراده اموری که انسان توانایی انجام آن‌ها را ندارد.
اراده ای که قرآن برای انسان در امور گوناگون قائل شده است، اهمیّت اراده را نشان می‌دهد. مطالعه سیره پیشوایان دین نیز بیانگر جایگاه مهم اراده در زندگی انسان است
انسان در کارهایی که انجام می دهد به یکی از دو نتیجه خواهد رسید:موفقیت و به ثمر نشستن آن کار و یا عدم موفقیت و شکست در آن. ما در این مقاله می خواهیم راجع به نقش اراده در موفقیت صحبت کنیم.
هر شخصی در هر کاری که موفق می شود، طبیعتاً عوامل مختلفی در موفقیت او دخالت داشته است. مثلاً اگر کسی موفق به حفظ کل قرآن می شود، با دقت و بررسی کردن، چندین عامل ممکن است کمک کننده شخص حافظ، در جهت این موفقیت باشد:
توکل و توجه به خداوند متعال،
توسل به اولیای الهی (صلوات الله علیهم أجمعین)،
تصمیم و عزم جدی برای رسیدن به موفقیت،
تلاش و کوشش مستمر ،
همراهی و همکاری پدر و مادر و یا همسر و فرزندان،
اهمیت دادن به حفظ قرآن و وقت کافی گذاشتن برای آن،
تشویق دوستان،آشنایان و اساتید،
صرف نظر کردن از بعضی کارها به خاطر رسیدن به حفظ،
استاد شایسته و خوب داشتن،
کلاس قرآنی و دوستان قرآنی خوب،
هم مباحثه قرآنی داشتن و... .
آن عاملی که بعد از توکل بر خدا و توسل به اولیای خدا،بسیار مهم و تأثیر گذار است، بحث اراده و تصمیم قاطع گرفتن است. اراده یعنی طلب کردن و خواستن چیزی به معنای واقعی و حرکت کردن و تلاش کردن در راستای خواستن آن مطلب.
نکته اول: آنچه که به عنوان نکته اصلی می توان بیان کرد این است که ثمرات و نتایج کارهای ما به دست خودمان رقم می خورد و در موفقیت های دنیوی،اخروی و یا مادی و معنوی،نقش کلیدی «اراده» خودمان می باشد. سرنوشت خودمان را،اعمال و رفتار ما براساس اراده و خواست هایمان رقم می زند. در آیه 20 سوره شوری، خداوند می فرماید:« من کان یرید حرث الاخره نزد له فی حرثه و من کان یرید حرث الدنیا نوته منها و ما له فی الاخره من نصیب» این آیه به خوبی نشان می دهد که هر شخصی زندگی دنیوی را بخواهد خداوند متعال به او عطا می کند و هر فردی اراده حیات اخروی را کرده باشد (اعمال و رفتار خود در این دنیا را مطابق با زندگی اخروی قرار دهد) خداوند منان به او عطا خواهد کرد. مهم اراده و خواست جدی ماست.
نکته دوم: بعضی مواقع، عده ای از انسان ها دوست دارند کاری را انجام دهند ولی سعی و تلاش نمی کنند. این افراد در واقع فقط یک تمنای قلبی و آرزو دارند (تنها خواسته دلشان این است که مثلاً فلان کار محقق شود) و واقعاً اراده نکردند که آن کار را انجام دهند. عده ای دیگر از انسان ها دوست دارند کاری را انجام بدهند و تصمیم نیز بر انجام آن کار می گیرند و حتی سعی و تلاش هم دارند، ولی اگر مانع و یا مشکلی سر راه خود ببینند، کوشش خود را رها کرده و تلاش در رسیدن به هدف نمی کنند. این طور افراد هم زود شکست خورده و در اصطلاح اراده ضعیفی دارند و به موفقیت نمی رسند. چون در هر کاری، موانع و مشکلات پیش روی انسان هست، آنچه که سبب کنار زدن موانع و عبور از مشکلات می شود، عزم راسخ و اراده قوی و خواستن به معنای واقعی کلمه است. در این قسمت از مقاله،برای تفهیم مطلب، لازم می دانم حکایتی را نقل کنم : در زمان های بسیار دور،که ارباب و رعیت، مولا و برده وجود داشت، یکی از ارباب ها در بازار برده فروشی شهر وارد شد. این شخص،بعد از مدتی که در بازار گشت می زد،برده ای را مشاهده کرد که ارباب او خیلی از آن،تعریف می کرد و اعلام می کرد که این برده آن قدر با هوش و زرنگ است که اگر شخصی واقعاً تشنه باشد، متوجه می شود.ارباب داستان ما که دنبال یک برده خوب و به قول معروف زبل بود، با قیمت بسیار بالا این برده را خرید.ارباب به دنبال یک فرصت طلایی بود تا این برده را امتحان کند.بالأخره فرصتی گیر آورد و مهمانی مفصلی به راه انداخت و همه مهمان ها را که از ارباب های معروف و سر شناس شهر بودند دعوت کرد و از برده خواست تا تشخیص دهد که کدام مهمان واقعاً تشنه است.برده در سر سفر ایستاده بود و مهمان ها مشغول خوردن غذا بودند که یکی از مهمان ها درخواست آب کرد، ارباب برده، به برده گفت: این مهمان آب می خواهد برایش آب بیاور. برده گفت: این مهمان تشنه واقعی نیست. یک نفر دیگر از مهمان ها طلب آب کرد،مولا به برده خود گفت این شخص، آب می خواهد. برده نگاهی به مهمان کرد و به ارباب خود گفت: این شخص هم، تشنه واقعی نیست. یک نفر دیگر از مهمان ها از سر سفره بلند شد و رفت سراغ ظرف آب و آب خورد. برده به مولای خود گفت این مهمان واقعاً تشنه بود.
این حکایت، با این که شاید یک داستان واقعی نباشد ولی دارای نکات و پند های خوبی است. مهمان اول و دوم در این حکایت، مصداق همان افرادی هستند که دوست دارند به نتیجه کاری (مثل رفع تشنگی) برسند ولی هیچ اقدامی نمی کنند و هیچ سعی و تلاشی از خود نشان نمی دهند و مهمان سوم، مصداق آن دسته از افرادی هستند که دوست دارند به موفقیتی برسند و در راستای موفقیت خود، تلاش و کوشش می کنند و با پیش آمدن مانع (در این حکایت،مانع ارباب بودن شخص سوم و کسر شأن بودن برای رفتن به سمت آب و بلند شدن از سر سفره است) برای رسیدن به موفقیت، مانع را از سر راه خود بر می دارند. پند دیگری که این حکایت دارد این است که اگر شخصی واقعاً تشنه باشد (تشنه آب،تشنه حقیقت،تشنه حقائق قرآنی و ...) و نیاز را در خودش احساس کند برای رفع تشنگی و نیاز خود حرکت می کند.از این جهت است که این بیت شعر سروده شده است:
آب کم جو،تشنگی آور به دست                تا بجوشد آبت از بالا و پست
بنابر این،هر فردی با اندکی تأمل و تفکر می تواند دریابد که آیا به معنای حقیقی و واقعی،خواست و اراده او به تحقق کاری انجام گرفته است یا فقط در دل او این مطلب است که بدون زحمت و تلاش و عبور از مشکلات،آن کار محقق شود. برخی مواقع افرادی را می بینیم که در کاری موفق نیستند و این افراد ناموفق، تصور می کنند که چون مقدمات کار به صورت طبیعی برایشان فراهم نیست پس به موفقیت نخواهند رسید. این تصور، تصور اشتباهی است.مثلاً شخصی می خواهد یک وسیله نقلیه خریداری کند و در حال حاضر هم،هزینه ای برای خرید ندارد و به خاطر همین،هیچ تلاش و اقدامی نمی کند. این فرد در ذهن خود این مطلب را مکرر یاد آوری می کند (و یا به بقیه بازگو می کند) : من می خواهم ماشین بخرم ولی نمی توانم.در صورتی که این جمله با کمی دقت،مشخص می شود که جمله درستی نیست.چون این شخص تلاش و کوشش فکری و عملی خود را در راستای خریدن ماشین قرار نداده است پس این فرد نمی تواند بگوید که من می خواستم ماشین بخرم زیرا خواستن حقیقی،همراه با تلاش و کوشش و پشت سر گذاشتن مشکلات است.
نکته مهم: مطلبی که کاملاً باید مورد توجه قرار بگیرد و بسیار مهم است این است که بعضی کارها از حیطه اختیار انسان خارج است و ما هم قبول داریم که انسان در این امور با تلاش کردن به موفقیت نمی رسد. مثلاً شخصی، دوست نداشته باشد که مرگ سراغ او بیاید و واقعاً و حقیقتاً بخواهد که نمیرد و این شخص نهایت تلاش خود را در راستای رعایت نکات بهداشتی قرار دهد و انتظار داشته باشد که مرگ گریبان او را نگیرد. مسلماً این انتظار،انتظار نابجایی است و مسئله موت و حیات از اموری می باشد که از اختیار انسان بیرون است.
بنابراین آن چه که به عنوان جمع بندی می توان بیان کرد از این قرار است: موفقیت و عدم موفقیت در کارها ( در محدوده اختیارات انسان) بستگی به اراده و خواست جدی ما دارد. اراده و خواستن حقیقی با توکل و عنایت خداوند و زحمت و کوشش خود شخص به موفقیت در کار منتهی می شود و اگر زحمت و تلاشی نباشد،انتظار رسیدن به نتیجه،انتظار بیهوده ای است.
در مقاله بعدی،بیشتر به راهکارهای عملی در راستای تقویت اراده خواهیم پرداخت.
سید سلمان خاتمی؛ مرکز آموزش مجازی حفظ قرآن