می خواهم سؤالی را به طور صریح مطرح کنم و آن این است که من بارها کارهای مختلفی را مثل حفظ قرآن، یادگیری زبان و... آغاز کرده ام اما هیچ کدام را به پایان نرسانده ام؛ گمان می کنم این از آثار تنبلی است می خواهم راه حل این مشکل را به من نشان دهید

مشکلی را که مطرح نمودید، آفت زندگی بسیاری از ما انسان هاست، به همین دلیل در آیات قرآن، روایات و اشعار شاعران از تلاش و اراده قوی ستایش شده و بی حالی و کسلی را تقبیح کرده اند. آری راه حل در داشتن «همت» است و «همت» همان پشتکار و اراده قوی انسان است که او را از زمین بلند کرده و تا ملکوت می برد و ضعف اراده او را بر زمین رها کرده و تغییری در زندگی او نخواهد داد. خداوند متعال در قرآن، یکی از علل شکست مسلمین در جنگ اُحد را سستی و کاهلی می داند:«حَتَّی إِذَا فَشِلتُم». و از سویی عزم و اراده را می ستاید و آن را مقدم بر توکل بر خدا می داند:«فَإِذَا عَزَمتَ فَتَوَکَّل عَلَی الله».
در روایات هم یکی از ادعیه این است:«اُمَنَن عَلَینا بِالنِّشَاطِ وَ أعِذنَا مِنَ الفَشَلِ وَ الکَسَلِ وَ العِلَلِ وَ الضَّرَرِ وَالضَّجَرِ وَالمَلَل * (خدایا) نعمت سرزندگی و کوشایی را به ما ارزانی دار و از سستی، تنبلی، ناتوانی، بهانه آوری، زیان، دل مردگی و ملال، محفوظمان دار». که از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده است.
کاهلی باعث دور شدن انسان از مقاصدش می شود، از این رو امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:« إِیَّاکَ وَ المِزَاحَ فَإِنَّهُ یَذهَبُ بِنُورِ إیمَانِکَ وَ یَستَخِفُّ مُرُوَّتِکَ وَ إِیَّاکَ وَ الضَّجَرَ وَ الکَسَلَ فَإِنَّهُمَا یَمنَعَانِکَ حَظّکَ مِنَ الدُّنیَا وَ الآخِرَة * از مزاح و شوخی پرهیز کن که نور ایمانت را می برد و مردانگی ات را سبک می کند و بپرهیز از سستی و تنبلی که تو را از بهره دنیا و آخرتت باز می دارد».
خوب می بینید که هم دعا برای رفع کاهلی و سستی داریم و هم راهنمایی شده به این مطلب که این آفت باعث از بین رفتن موفقیت های دنیا و آخرت انسان می شود. در زبان شاعران هم تنبلی و سستی عامل عقب ماندن از راه و نرسیدن به مقصد شمرده شده است: حافظ می گوید:
دَعِ التّکاسلِ تَغنَم فَقَد جَری مَثل که زاد راهروان چستی است و چالاکی
که منظورش این است: «تنبلی و تن آسانی را رها کن تا سود ببری زیرا در مثلی آمده است که توشه راه پویندگان، چابکی و چالاکی است». بیت های بسیاری را نیز شما در مدح همت و اراده شنیده اید: منوچهری می گوید:
از همت بلند بدین مرتبت رسید هرگز به مرتبت نرسد مردم دنی
و محتسم کاشانی می گوید:
به تازیانه همت بُراق سان برسان کُمیت نفس به میدان عالم بالا
حال چه باید کرد تا از این آفت بزرگ رهایی یافت و کار شروع شده با سستی و کاهلی، از بین نرود؟ برای این مطلب چند راه حل پیشنهاد می شود:
1ــ برنامه ریزی: داشتن یک برنامه برای هر ساعت از عمر، باعث می شود، نه تنها وقت انسان به بطالت نگذرد بلکه نهایت استفاده را هم ببرد شاید شنیده باشید که شخصی از زیادی کارهایش شکایت کرده و برای نشان دادن اوج مشغله هایش می گوید از 24 ساعت، 25 ساعت مشغول کار است. اگر از همین شخص بپرسید که برنامه ریزی برای انجام کارهایش دارد یا خیر؟ معمولاً جواب منفی است. بدون برنامه، زندگی انسان مثل کلاف سردرگم است، کار زیاد است و انسان نمی داند از کدام شروع کند؟ به کدام برسد؟ و کدام را تمام نماید؟
در اولین قدم برای زندگی تان برنامه بنویسید. آن هم به این شیوه:
الف: زمانی که حدکثر8 ساعت در 24 ساعت باشد را به خواب اختصاص دهید یعنی ممکن است شما 7 ساعت در شب و یک ساعت هم در بعد از ظهر برای خواب قرار دهید.
ب: زمانی را برای تفریح بگذارید این زمان نباید از 2 ساعت بیشتر شود. دیدن تلویزیون، خواندن روزنامه، صحبت کردن با اهل خانه یا تلفن به دوستان و... .
ج: زمانی را برای عبادت قرار دهید: نماز، دعا، رفتن به مسجد و... حداکثر این زمان هم در نهایت یک ساعت باشد.
د: زمانی برای رسیدگی به امور شخصی خود بگذارید: غذا خوردن، استحمام، مرتب کردن اتاق و... این زمان هم نباید بیش از یک ساعت باشد.
ه: خوب مجموع کارهای بالا حدود 12 ساعت شد، 12 ساعت باقی مانده را می توانید به انجام کامل یک یا چند کار علمی، تحقیقی یا... اختصاص دهید.
حفظ قرآن، یادگیری زبانی غیر از زبان مادری، فراگیری یکی از صنایع دستی یا هر چه مورد علاقه شماست می تواند در این زمان باقی مانده برنامه ریزی شود.
اگر محصل هستید هم بعد از کسر ساعات حضور در محل درس و مطالعه لازم، زمانی را به کار دیگری اختصاص دهید.
طبیعی است، افراد شاغل، دانشجو و دانش آموز، از وقت آزاد کم تری برخوردار هستند، اما این به معنی وقت نداشتن نیست، بلکه با یک برنامه مشخص می بینید وقت کافی برای انجام یک یا چند فعالیت دیگر را هم دارید. حواستان باشد که دزد وقت بسیار است، تلویزیون، مجله، روزنامه، دوستان و... از جمله اشیاء و اشخاصی هستند که وقتی به آن ها سرگرم می شوید، وقت از دستتان فرار می کند. هیچ گاه فریب اینان را نخورید.
بله، مطابق برنامه به هر یک برسید اما بیش از زمان مورد نظرتان را به آنان اختصاص ندهید. در برنامه ریزی، نظم حرف اول را می زند، اگر برنامه بدون نظم، یک روز باشد و روز دیگر خیر و... قطعاً از آن نتیجه ای نخواهید گرفت، نظم، ذهن و بدن انسان را شکل داده و درصد موفقیت را به مراتب بالا می برد، پس اگر تا کنون انسان منظم و با برنامه ای نبودید از اکنون خود را مقید به این دو بنمایید.
2ــ مردی و کاری: خواجه نظام الملک در کتاب سیاست نامه اش توصیه می کند: «زنهار! مردی را دو کار مفرمایی؛ مردی و کاری». پس هیچ گاه چند کار را با هم شروع نکنید، اگر مشغول حفظ قرآن هستید، به سراغ یادگیری زبان انگلیسی یا حفظ نهج البلاغه نروید، کارها را رتبه بندی کنید اگر می خواهید هم حافظ قرآن و هم حافظ نهج البلاغه و هم آشنا به یک زبان خارجی باشید، آن ها را رتبه بندی کنید و هر گاه یک کار انجام شد و به مقصد رسید، کار بعدی را آغاز کنید.
3ــ مبارزه با کسالت: روایتی از امیر المؤمنین علی علیه السلام شده است که فرمودند:« عَلَیکَ بِإِدمَانِ العَمَلِ فِی النِّشاطِ وَ الکَسَلِ * بر تو باد به استمرار کار در نشاط و کاهلی».
این نکته ظریفی است که گاهی انسان تا کاری را می خواهد شروع کند می گوید الان حس این کار را ندارم، بعد که حال و حس آن را داشتم انجامش می دهم. و گاهی هیچ وقت این حس برای انسان ایجاد نمی شود، پس زندگی تان را برنامه ریزی کنید و چه با نشاط یا بی حال باشید، آن کار را طبق برنامه انجام دهید. چه بسا، دقایقی بعد از شروع کار نشاط هم برای انسان به دست می آید.
4ــ تلقین: راز بسیاری از موفقیت ها در این کلمه است. همیشه به خود تلقین کنید که لطف خدا شامل حال من بوده و این همه نعمت:«اسلام، سلامت، پدرو مادرو...» را به من داده که قابل شمردن نیست، او همیشه به من لطف دارد و این کار را هم به لطف او انجام می دهم. پس هیچ گاه نگویید:« امیدوارم این کار را به سرانجام برسانم» بگویید:«با توکل بر خدا این کار را به سرانجام خواهم رساند» و همیشه به خود انرژی مثبت بدهید، شکست ها را فراموش کنید و آینده ای درخشان را برای خود ترسیم کنید.
5ــدوستان موفق: اثر محیط را نمی توان در ساخت روحیه انسان فراموش کرد، دوست خوب نعمت بزرگی است که اگر او فعال و کوشا باشد، انسان را هم با نشاط کرده و هدایت می کند، اما اگر دوستی داشته باشیم کاهل و بی حال، هر چند به روحیاتش بی توجه باشیم اما با گذر زمان، می بینیم ما هم از او متأثر شده و حتی تکیه کلام مان نیز شبیه او شده است. لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:«أالمَرءُ عَلَی دینِ خلیلِهِ فَلیَنظُر أَحَدُکُم مَن یُخالِلُ * هر کس هم دین دوست خود است، پس بنگرد هر که از شما با که دوستی می کند». سعی کنید در محیط علمی و فعال قرار بگیرید و دوستان خوب را برای خود برگزینید.
در پایان بیان این نکته نیز خالی از لطف نیست که خواستن شخص مهم ترین عامل موفقیت اوست که خداوند فرمودند:« وَ أَن لَّیسَ لِلإِنسانِ إِلَّا مَا سَعَی * و این که برای انسان جز حاصل تلاش او نیست».

و گفته اند:« خواستن توانستن است». پس از امروز بخواهید که با همت و قدرت و با توکل بر خدا، کارهای عقب مانده را طبق یک برنامه مشخص، جبران کنید تا پس از مدتی نتیجه ای شیرین از تلاش و استقامت خود به دست آورید.

نشریه نسیم وحی